![]() |
![]() |
|
| دانستنی در هر زمینه |
|
یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ و الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاس إنَّ الله لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرینَ عيد سعيد غدير بر تمام عاشقان و دوستداران اقا امیرالمونین (علیها سلام و صلوات الله علیه ) مبارك باد پیشاپیش این عید فرخنده را به محضراقا بقیه الله الاعظم روحی لک الفداء تبریک عرض می کنیم بسم الله ارحمن الرحيم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً برحمتک يا ارحم الرحمين . اللهم صل علي محمد و ال محمدو عجل فرجهم و العن اعدائهم
قال رسول الله اباالزهراء(صل الله عليه و اله): يا علــــــــــــــــــــــــــي ان الله غفر لک و لذريتک و لولدک و لاهلک وشيعتيک ولمحبي شيعتک يا علي همانا که خداوند تو و فرزندان و خانواده و شيعيان و محبان و شيعيانت را امرزيده است الصواعق(از کتابهاي اهل سنت)_ص 96
الرسول العظيم و النبي الكريم(صل الله عليه و اله وسلم): لا اقام الله عيسي ابن مريم آية للعالمين الا بالخضوع لعلي(عليه السلام)_ خداوند عيسي بن مريم را آيه و نشانه اي براي عالميان قرار نداد مگر بخاطر خضوع او براي علــــــــــــــــــــي ابن ابي طالب(ع) . بحار ج26 ص 294
رسول الله محمدابن عبد الله(صل الله عليه و اله): من لقي الله و في قلبه بغض علـــــــــــــــــــــــــي ابن ابي طالب لقي الله و هو يهودي _ هر که خدا را ملاقات کند در حاليکه در قلبش بغض علي ابن ابي طالب باشد خدا را در حالي که يهودي است ملاقات کرده .بحار ج39 ص 261 هوالعلي عهدنامه ده گانه غدير غدير، زلال حقيقت هميشه جارى است . شيعه براى غدير و غدير، همه چيز شيعه مى باشد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 21:8 توسط مجتبی |
|
|
او خواهد آمد با کوله باری از عدالت یا اباصالح المهدی (علیها سلام ) ادرکنی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 15:13 توسط مجتبی |
|
|
آخرالزمان روزگاری بر دنیا سپری شده که دیباچه زندگی دنیایی به شمار میآید و زمانی نیز خواهد گذشت که پایان این کتاب خواهد بود. برگههای پایانی کتاب زندگی انسان در زمین «آخِرُالزّمان» خوانده میشود. «آخِرُالزّمان» اصطلاحیاست که در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ بهچشم میخورد و در ادیان ابراهیمی، از برجستگی و اهمیت ویژهای برخوردار است. این اصطلاح معمولاً به روزگار پایانی دنیا و رویدادهاییگفته میشودکه ممکن است در این بخش از زندگی دنیوی به وقوع پیوندد. ادیان بزرگ در باره آن پیشگوییهایی کردهاند، برای مثال در «انجیل» آمده است: «... و این را بدان که اوقات صعب در زمان آخر خواهد رسید، زیرا که خواهند بود مردم خود دوست و زرپرست و مغرور و متکبّر و کفرگو و نافرمان والدین و حقناشناس و بیدین، و بی الفت و بی وفا و خبث کننده و بیپرهیز و بیحلم و با خوبان بیاعتنا، و خائن و کم حوصله و عبوس کننده و عیش را بر خدا ترجیح میدهند».(کتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همدانی).
قرآن مجید در آیات فراوان به دوران «آخِرُالزّمان» اشاره کرده(سوره واقعه،حجر،اعراف)و در معارف ارزشمند اسلامی، این اصطلاح در دو معنای کلی به کار رفته است: 1. مدت زمانی طولانی که با ولادت پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله آغاز و با شروع رستاخیز بزرگ پایان مییابد. از این رو آن پیامبر الهی را پیامبر آخِرُالزّمان نیز نامیدهاند.(شیخ صدوق،کمال الدین،ج1). 2. مدت زمانی که با ولادت واپسین جانشین پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله حضرت مهدیعلیه السلام مقارن شده و زمان غیبت و ظهور را در برگفته، با شروع قیامت به انجام میرسد. روایات معصومینعلیهم السلام نشان میدهد: یکم. با سپری شدن این دوران، بساط زندگی دنیوی برچیده و مرحلهای جدید در نظام آفرینش آغاز میشود. دوم. آخِرُالزّمان خود به دو مرحله کاملاً متفاوت تقسیم میشود: دوران نخست که در آن انسان به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی میرسد. فساد اخلاقی و ستم همه جوامع بشری را فرا میگیرد و واپسین امیدهای بشری به ناامیدی میگراید. دوران بعد، عصر تحقّق وعدههای الهی به پیامبران و اولیای خدا است وبا قیام مصلح جهانیآغاز میشود. کلیات عقاید مربوط به «آخِرُالزّمان» تقریباً از سوی همه فرقههای بزرگ اسلامی پذیرفته شده است؛ ولی در خصوص وابستگی این تحولات به ظهور مهدی موعودعلیه السلام و نیز هویت او اختلاف نظر وجود دارد. شیعیان دوازده امامی، حضرت مهدیعلیه السلام و حکومت جهانی او را حسن ختام حیات بشر در کره زمین و او را همان موعود امتها میدانند. در نظر آنان، با ظهور حضرت مهدیعلیه السلام، برخی از ائمه و نیکان و صالحان و نیز بدان و تبهکاران تحت عنوان «رجعت» به دنیا باز میگردند وزندگی دنیاییپایان مییابد. با گلگشتی در کلمات نورانی معصومانعلیهم السلام، میتوان واژههایی را که بیانگر پیوند مهدویّت و آخِرُالزّمان است، یافت. این واژهها عبارت است از: 1 . «آخِرُالزَّمان» (پایان زمان) پیامبرصلی الله علیه وآله بهحضرت علیعلیه السلام فرمود: «اَلا اُبَشِّرُکَ اَلا اُخْبِرُکَ یا عَلِیُّ فَقالَ: بَلی یا رَسُولَاللَّهِ فَقالَ کانَ جَبْرَئیلُ عِندی آنِفاً وَاَخْبَرَنی اَنَّ القائِمَ الَّذِی یَخْرُجُ فِی آخِرِالزَّمانِ فَیَمْلَأُ الاَرْضَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوراً مِنْ ذُرّیَّتِکَ مِنْ وُلْدِالحُسَیْنِ».(ابن ابی زینب نعمانی،الغیبه،ص357). «آیا تو را بشارت ندهم؟ آیا تو را خبر ندهم؟ عرض کرد: بله، یا رسول اللّه! آن حضرت فرمود: هم اینک جبرئیل نزد من بود و مرا خبر داد قائمی که در آخِرُالزّمان ظهور میکند و زمین را پر از عدل و داد میسازد - همان گونه که از ظلم و جور آکنده شده - از نسل تو و از فرزندان حسینعلیه السلام است». 2 . «لا تَذهَبُ الدُّنیا» (دنیا به پایان نمیرسد) این تعبیر بیانگر حتمی بودن تحقّق حوادثی است که پس از آن ذکر میشود. عبداللّه بن مسعود میگوید: رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله فرمود: «لا تَذهَبُ الدُّنیا حَتّی یَلِیَ اُمَّتِی رَجُلٌ مِنْ اَهلِ بَیْتِی یُقالُ لَهُ المَهْدِیُّ»(شیخ طوسی کتاب الغیبه) «دنیا به پایان نمیرسد؛ مگر اینکه امت مرا مردی رهبری کند که از اهل بیت من است و به او مهدی گفته میشود». و روشن است دنیا به پایان نمیرسد مگر اینکه بخش پایانیاش (آخِرُالزّمان) را پشت سرگذارد. 3 . «لا تَقُومُ السّاعَة» (قیامت برپا نمیشود) پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله فرمود: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّی یَقُومَ قائِمٌ لِلحَقِّ مِنَّا وَذلِکَ حِینَ یَأذَنُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ وَمَنْ تَبِعَهُ نَجا وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ هَلَکَ...»(شیخ صدوق،عیون اخبار رضا(ع)).«قیامت بر پا نمیشود تا اینکه قیام کنندهای به حق از خاندان ما قیام کند و این هنگامی است که خداوند به او اجازه فرماید و هر کس از او پیروی کند، نجات مییابد و هر کس از او سرپیچد، هلاک خواهد شد». 4 . «لاتَنقَضِی الاَیَّامُ» (روزها منقضی نگردد) رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «وَلا تَنْقَضِی الاَیَّامُ حَتّی یَمْلِکُ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَیْتِی یُواطِیءُ اِسمُهُ اِسْمی»(طبری،آملی،بشاره المصطفی لشیعه المرتضی).«روزها منقضی نگردد تا اینکه مردی از اهلبیت من بر زمین حکومت کند که همنام من است». 5 . «لَوْ لَمْ یَبقَ مِنَ الدُّنیا اِلاّ یَومٌ واحِدٌ» (اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نماند) امیرمؤمنانعلیه السلام بر بالای منبر در شهر کوفه چنین فرمود: «لَو لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنیا اِلاَّ یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّهُ ذلک الیَومَ حَتی یَبْعَثَاللّهُ رَجُلاً مِنّی»(ابن شهر آشوب،المناقب)«اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را چنان طولانی خواهد کرد تا اینکه مردی از خاندانم بر انگیخته شود». 6 . «عِندَ اِنقِطاعٍ مِنَ الزَّمانِ» (در بخش پایانی زمان) پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: «یکُونُ عِنْدَ اِنقِطَاعٍ مِنَ الزَّمانِ وَظُهُورِ الفِتَنِ رَجُلٌ یُقالُ لَهُ المهدی عَطاؤهُ هَنیِئاً»(اربلی،کشف الغمه،ج3).«هنگام پایان زمان وآشکار شدن فتنهها، مردی هست کهبهاو مهدیگفتهمیشود و بخشش بسیار دارد». نقل از کتاب:فرهنگ نامه مهدویت،نوشته خدامراد سلیمان. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 15:3 توسط مجتبی |
|
|
تولد " دجال " در اسرائیل درحالیکه چندی پیش به نقل از یکی از دانشمندان دینی کشور خبر باقی ماندن "فقط 5 نشانه ظهور" منتشر شد خبر تولد نوزادی عجیب الخلقه اسرائیل را فراگرفته است . براساس خبرنگار ما منتشر کنندگان خبر مذکور با معرفی نوزاد مذکور بعنوان یک نوزادیهودی وی را با دجال که در کتب دینی ادیان بزرگ اسلام ،مسیحیت و یهود ازوی بعنوان فتنه گر آخرالزمان یاد شده ،مقایسه میکنند. انتشار خبرمذکور بصورت گسترده ازسرزمینهای اشغالی آغاز و تاکنون بسیاری از کشورهای جهان را دربرگرفته است . این درحالیست که خبرنگار البرز درپیگیریهای خود به سرنخ هایی برای استفاده ابزاری از این نوزاد ناقص الخلقه دست یافته است . این پیگیریها حاکیست نوزاد مذکور چندی پیش در چین و ازیک پدر و مادر اهل این کشور بطور ناقص متولد شد. تولد این کودک منجر به بروز ترس درمیان این خانواده چینی میگرددتااینکه با پیشنهاد قابل توجهی ازسوی یک صهیونیست مواجه میشوند. این یهودی با پیشنهاد کلانی اقدام به خرید نوزاد مذکور و انتقال وی به اسرائیل مینماید. کودکی که هم اکنون در برزخ مرگ و زندگی دست وپنجه نرم میکند به ابزاری برای تحقق آرمانهای صهیونیست مبدل شده است. باتوجه به اعلام تولد دجال درمیان قوم یهود در احادیث شیعی و انتشارگسترده خبر مذکور این امکان برای رژیم صهیونیستی فراهم میشود تا ضمن تثبیت عقاید دینی یهود صهیونیست بر یهودی بودن اراضی فلسطینیان تاکید نمایند. دجال در عقاید شیعه : براساس برخی روایات شیعی پیش از ظهور آخرین منجی عالم علائمی طبیعی و غیر طبیعی درجهان رخ خواهد داد که به دو بخش اصلی و فرعی تقسیم بندی شده است . در بیان دیگر مشخصات ظاهری دجال میخوانیم : مردی چاق و سرخ روی است ( در برخی منابع ذکر شده است که لحاظ بزرگی هیکل هیچ انسانی از ابتدای خلقت مانند او وجود نداشته است ) ،موهایش مجعد است،پایش لنگ است، دارای قدرتهای فوق بشری و جادوئی است به نحوی که تصور میشود مرده را زنده میکند و در قحطی مردم را طعام میدهد. اما تاکنون برسراین مطلب که آیا دجال یک انسان است یا تعبیری از یک رویداد یا ابزار است تردید وجود داشته است .ازهمین رو دلار آمریکا،تلویزیون ،ماهواره و..ازجمله تعابیری است که از دجال در زمان کنونی نام برده میشود.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم آذر 1388ساعت 20:57 توسط مجتبی |
|
|
به سوی عرفات روزی برای شناخت و قربانی نفس و أما خلیل الله حضرت ابراهیم (ع) ولی آنچه بر پیامبر اسلام (ص) در عرفات گذشت صحرای عرفات همایش شناخت و خودسازی امام حسین (ع) برگزیده ای از دعای امام حسین (ع) در عرفه عرفات، نام منطقه وسیعى است با مساحت حدود 18 كیلومتر مربع در شرق مكه معظمه، اندكى متمایل به جنوب كه در میان راه طائف و مكه قرار گرفته است. زائران بیتالله الحرام در روز عرفه - نهم ذى حجّه - از ظهر تا غروب در این منطقه حضور دارند. در نقلى آمده است كه آدم و حوّا(ع) پس از هبوط از بهشت و آمدن به كره خاكى، در این سرزمین همدیگر را یافتند و به همین دلیل، این منطقه «عرفات» و این روز«عرفه» نام گرفته است. چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف میكنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد . چرا كه یكی از معانی «عرف » صبر و شكیبایی و تحمل است. عرفه، از عیدهاى بزرگ است؛ هر چند عید نامیده نشده است و روزى است كه حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود دعوت كرده، سفره جود و احسان خود را براى آنها گسترده است. شیطان در این روز، از همه اوقات خوارتر و حقیرتر و خشمناكتر است. چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف میكنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند كه برای رسیدن به آن بایدتحمل شد . چرا كه یكی از معانی «عرف » صبر و شكیبایی و تحمل است. روایت شده كه حضرت زینالعابدین(ع) در روز عرفه صداى فقیرى را شنید كه از مردم كمك مىخواست. حضرت فرمود: واى بر تو! آیا دست نیاز به سوى غیر خدا دراز مىكنى؛ در حالى كه امید مىرود در این روز بچههایى كه در شكم مادر هستند، مورد فضل و لطف الهى قرار گیرند و سعادتمند گردند؟ در روایتى از حضرت صادق(ع) آمده است:« كسى كه در ماه رمضان آمرزیده نگردد تا رمضان آینده آمرزیده نمىگردد؛ مگر این كه روز عرفه را درك كند.» بهترین عمل در روز عرفه دعا است و در میان روزهاى سال، این روز براى دعا امتیاز ویژهاى دارد. روز عرفه داراى دعاهاى فراوانى است؛ ولى در این میان، دعاى عرفه امام حسین(ع) داراى جایگاه ممتاز،أخص و ویژه است و در واقع، نابترین و عمیقترین معارف الهى و توحیدى در این دعا، بر زبان سالار شهیدان(ع) جارى گشته است. عصر روز عرفه امام حسین(ع) با گروهى از خاندان و فرزندان و شیعیان، با نهایت خاكساری و خشوع از خیمه بیرون آمدند و در جانب چپ كوه ایستادند. امام(ع) چهره مبارك خود را به سوى كعبه گردانید مانند مسكین نیازمندى كه غذا مىطلبد، دستها را برابر صورت خود گرفت و دعایش را چنین آغاز كرد: «الحمدلله الذى لیس لقضائه دافع ولا لعطائه مانع ولا كصنعه صانع و هو الجواد الواسع؛ سپاس خداوندى را سزاست كه چیزى قضایش را دور نمىسازد و از عطا و بخشش او جلوگیرى نمىكند و هیچ آفرینندهاى آفرینش او را ندارد و او سخاوتمندى عالم گستر است.» حضرت(ع) سپس به بیان گوشهاى از نعمتهاى بى پایانِ خداوند كه انسان را در تمام مراحل رشد و تكامل در برگرفته، مىپردازد و مهربانى مادران و دایهها و مواظبت و پرستارى و دلسوزى آنان را از الطاف و عنایتهاى خداوند مىشمرد؛ سپس به لزوم شكر نعمتهاى الهى اشاره مىكند و خود را از اداى یك شكر نیز عاجز و ناتوان مىبیند. هر فرازى از این دعا، دریچهاى از نور و توحید و عشق و محبت به خداوند را به سوى دل انسان مىگشاید و عباراتِ دعا و محتواى آن، نشان مىدهد كه امام حسین(ع) در حال این دعا یكسره از خود و عالم غافل گشته، تمام جهان را به یك سو نهاده، با همه وجود حضور خداوند و احاطه و اشراف او به همه ذرات هستى و نفوذ علم و قدرت و حیات او را بر تك تك ذرات و موجودات عالم مشاهده مىنماید و آن چه را كه دیده، بر زبان آورده است. امام حسین(ع) مىخواهد با این نیایش، انسان و خدا را بشناساند و نزدیكى آنان را به هم بنماید. او با این نیایش، منطقىترین و واقعىترین رابطه انسان با خداوند را با زیباترین شكل به تصویر می كشد. در روایتى از حضرت صادق(ع) آمده است:« كسى كه در ماه رمضان آمرزیده نگردد تا رمضان آینده آمرزیده نمىگردد؛ مگر این كه روز عرفه را درك كند.» دعاى عرفه سیدالشهداء(ع) سراسر نور و عرفان پروردگار است و آمیزهاى از شور و عشق و محبت و معرفت به ذات پاك خداوندی است. در فرازهاى این دعا، امام حسین(ع) با خداوند چنین عاشقانه زمزمه مىكند: خداوندا! اجازه فرما تا دمى چند در برابرت به زانو درافتم و قطراتى از اقیانوسِ جان، نثار بارگاهت نمایم. خیال دورى راه تا درگاه جمالت خسته و فرسوده ام كرده است كه: از گِل آدم شنیدم بوى تو راهها پیموده ام تا كوى تو خدایا! موجوداتى كه در هستى خود نیازمند تو هستند، چگونه مىتوانند راهنماى من به سوى تو باشند؟ پروردگارا! آیا حقیقتى غیر از تو آن روشنایى را دارد كه بتواند تو را بر من آشكار سازد؟ كى از نظر غایب و پنهان بودهاى كه نیازمند راهنمایى به سوى خود باشى و چه وقت از من دور بودهاى تا نمودهاى جهان مرا به تو برساند؟ همه عالم به نور توست پیدا كجا گردى تو از عالم هویدا؟ خدایا! روشنایى جمال و جلالت در جهان هستى آشكارتر از هر چیز است و وجودِ تو خِفا و پوشیدگى ندارد تا چراغى سر راه بگیرم و بارگاه ربوبى تو را جست و جو نمایم و یا دلیلى را راهنماى خود به سوى تو قرار دهم؛ چون فروزنده چراغ تو، و سازنده دلیل و راهنما، تویى . خداى من! چشمى كه تو را بر خود نگهبان و مراقب نبیند، كور و فرو بسته باد و بندهاى كه از متاع محبت تو بى بهره باشد، سرمایه باخته و ورشكسته باد. دیدهاى كان چهره روشن نبیند كور باد خاطرى كَز توست خالى، تیره و بى نور باد امام حسین(ع) با این دعا روحى تازه به كالبد عرفات دمید و این نغمه خوش آسمانى و آواى دلانگیز ملكوتى را تا ابد در سینه سیناى عرفات به یادگار گذاشت. از صداى سخن عشق ندیدم خوشتر یادگارى كه در این گنبد دوّار بماند صحراى عرفات كالبد و امام حسین(ع) روحِ آن است و به همین دلیل حق تعالى، در روز عرفه پیش از آن كه به اهل موقفِ عرفات نظر لطف كند، به زائران قبر پاك حسین(ع) نظر رحمت مىافكند. سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك لا الهَ الاّ اَنْتْ عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحیمْ ؛ تو را تسبیح می گویم خداوندا به جز تو خدایی نیست. كار بد كردم و بهخود ظلم نمودم به گناه خود اعتراف میكنم. تو مرا ببخش كه تو بخشنده و مهربانی .
حال نگاهی گذرا به تاریخچه عرفات بیفكنیم تا شمیم عشق و عرفان را در وادی رحمت بچشیم . فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحیمْ (قرآن كریم ) آدم از پروردگارش كلماتی دریافت داشت و با آن بهسوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان است. طبق روایت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فراز كوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید: ـ چرا گریه می كنی ای آدم؟ ـ چگونه می توانم گریه نكنم در حالیكه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است. ـ ای آدم به درگاه خدا توبه كن و بسوی او بازگرد. ـ چگونه توبه كنم؟ جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت. جبرئیل بههنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع كرد و به دستور جبرئیل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد. آدم (ع) تا بههنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می ریخت، وقتی كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپا خاست و در آنجا نیز با كلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه نمود.
و أما خلیل الله حضرت ابراهیم (ع) در صحرای عرفات، جبرئیل، پیك وحی الهی، مناسك حج را به حضرت ابراهیم (ع) نیز آموخت و حضرت ابراهیم (ع) در برابراو می فرمود: عَرِفتُ ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).
ولی آنچه بر پیامبر اسلام (ص) در عرفات گذشت و نیز دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرایی پیامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن(سوره نصر) در صحرای عرفات بر پیغمبر (ص) نازل شد. پیغمبر این سوره را كه از جامع ترین سوره های قرآن است و دارای میثاق و پیمان های متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها می باشد، و قوانین و احكام كلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود. و طبق مشهور میان محدثان پیامبر(ص) در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شكوه حجاج بیان داشت: ... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نكنم. ... شما به زودی بهسوی خدا باز می گردید. در آن جهان به اعمال نیك و بد شما رسیدگی می شود. من به شما توصیه می كنم هر كس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. ... هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اكیداً حرام است. ... از پیروی شیطان بپرهیزید. ... به شما سفارش می كنم كه به زنان نیكی كنید زیرا آنان امانت های الهی در دست شما هستند، و با قوانین الهی بر شما حلال شده اند. ... من در میان شما دو چیز به یادگار می گذارم كه اگر به آن دو چنگ زنید گمراه نمی شوید، یكی كتاب خدا و دیگری سنت و (عترت) من است. گواهی می دهم ای پروردگار كه اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بكوشم تا شكر یكی از نعمات تو بجا آورم نتوانم، مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، كه آن خود مزید نعمت و مستوجب شكر دیگر، و ستایش جدید و ریشه دار باشد.
به استناد برخى از روایات، امام عصر- عجل الله تعالی فرجه الشریف- در زمان غیبت كبرا در همه جا حضور مىیابد، و یوسف وار به طور ناشناس میان مردم رفت و آمد مىكند. هیچ كس وى را نمىشناسد تا وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند؛ چنانكه به یوسف صدیق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند. بر اساس روایت امام صادق علیه السلام، یكى از جاهایى كه امام عصر- عجل الله تعالی فرجه الشریف- حضور مىیابد، صحراى عرفات در ایام حج است. عبید بن زراره گفت: از امام صادق علیه السلام چنین شنیدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را نبینند. او در روزهاى حج مردم را مىبیند ولى مردم او را نمىبینند. محمد بن عثمان، یكى از نواب اربعه، نیز در این باره مىگوید: والله ان صاحب هذا الأمر یحضر الموسم كل سنة فیرى الناس و یعرفهم و یرونه ولا یعرفونه؛ به خدا سوگند، صاحب این امر همه ساله در مراسم حج حضور پیدا مىكند. مردم را مىبیند و مىشناسد؛ ولى مردم - با این كه او را مىبینند- نمىشناسند.
صحرای عرفات همایش شناخت و خودسازی امام حسین (ع) حضرت سیدالشهدا، امام حسین(ع) نیز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهی از اصحاب از خیمههای خود در صحرای عرفات بیرون آمدند، و روی به دامن «كوه رحمت» نهادند و در سمت چپ كوه روی به كعبه، همایشی تشكیل دادند، كه موضوع آن بهمناسبت روز عرفه (روز شناخت)، شناخت و سازندگی بود. این همایش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلكه شناخت توأم با عمل و سازندگی و تزكیه و خودسازی بود و فهرست أهم مطالب آن عبارت بودند از: 1ـ شناخت خدا و صفات الهی. 2ـ شناخت خود یا خودشناسی. 3ـ شناخت جهان. 4ـ شناخت آخرت. 5ـ شناخت پیامبران. 6ـ خودسازی . 7ـ پرورش نفس با كمالات الهی. 8ـ توبه و بازگشت به خدای مهربان. 9ـ دوری كردن از صفات نكوهیده. 10ـ فراگیری راه تعلیم و تربیت. 11ـ شناخت و درخواست بهترین ها. 12ـ تبدیل خود پرستی نفس به خدا پرستی. 13ـ تبدیل خود برتر بینی نفس به تواضع و فروتنی. 14ـ تبدیل خودخواهی نفس به ایثار و غیر خواهی. 15ـ تعلیم مفاهیم و ادبیات قرآن.
برگزیده ای از دعای امام حسین (ع) در عرفه 1ـ ستایش حق تعالی: ستایش سزاوار خداوندی است كه كس نتواند از فرمان قضایش سر پیچد. و مانعی نیست كه وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری بهپای صنعت او نرسد. بخشنده عالم گستر است. اوست كه بدایع خلقت را بسرشت. و صنایع گوناگون وجود را با حكمت خویش استوار ساخت.
2ـ تجدید عهد و میثاق با خدا: پروردگارا بهسوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف كنم كه تو تربیت كننده و پرورنده من هستی . و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از این كه چیز قابل ذكری باشم.
3ـ خود شناسی: و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمت های بیكرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریكی های عالم جنین سكونتم دادی؛میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچیك از امورم را به خودم وا نگذاشتی.
4ـ راز آفرینش انسان: ولی مرا برای هدفی عالی(یعنی هدایت و رسیدن به كمال). وجودی كامل و سالم بهدنیا آوردی. و در آن هنگام كه كودكی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ كردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دل های پرستاران را به جانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی.
5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی: تا اینكه با گوهر سخن مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمت های بیكرانت را بر من تمام كردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی.تا اینكه فطرت و سرنوشتم، به كمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام كردی كه معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی.
6ـ نعمت های خداوند: آری این لطف تو بود كه از خاك پاك عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم كه نعمتی را از من دریغ داری. بلكه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بیكرانت بر من. و به احسان و نیكی گسترده خود نسبت به من، تا این كه همه نعمت هایت را درباره من تكمیل فرمودی.
7ـ شهادت به بیكرانی نعمت های الهی: الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقن خود، و به توحید صریح و خالصم، و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوست های جریان نور دیده ام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی ام، و روزنه های تنفسی ام، و نرمه های تیغه بینی ام، و آوازگیرهای پرده گوشم، و آنچه در درون لب های من پنهان است.
8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شكر الهی: گواهی می دهم ای پروردگار كه اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بكوشم تا شكر یكی از نعمات تو بجا آورم نتوانم، مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، كه آن خود مزید نعمت و مستوجب شكر دیگر، و ستایش جدید و ریشه دار باشد.
9ـ ستایش خدای یگانه: با این همه من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا كه وسعم می رسد با ایمان و یقین قلبی گواهی می دهم،و اظهار می دارم: حمد و ستایش خدایی را كه فرزندی ندارد تا میراث بَرَش باشد. و در فرمانروایی نه شریكی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی كمك دهد.
10ـ خواسته های یك انسان متعالی: خداوندا، چنان كن كه از تو بیم داشته باشم، آنچنان كه گویی تو را می بینم و مرا با تقوایت رستگار كن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر كن كه سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در مقدراتم خیر و بركت بمن عطا فرما!
11ـ سپاس به تربیت های الهی: خداوندا! ستایش از آن توست كه مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار توست كه مرا بیافریدی و خلقتم را نیكو بیاراستی. به خاطر لطفی كه به من داشتی .
12ـ نیازهای تربیتی از خدا: و مرا بر مشكلات روزگار، و كشمكش شبها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنج های این جهان و محنت های آن جهان نجات بده و از شر بدی هایی كه ستمكاران در زمین می كنند نگاه بدار.
13ـ شكوای دل: خدایا! مرا به كه وا می گذاری؟ آیا به خویشاوندی كه پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه كه نسبت به من آشفته می شود؟ یا به كسانی كه مرا به استضعاف و استثمار كشانند؟ در صورتی كه تو پروردگار من و مالك سرنوشت منی؟
14ـ ای مربی پیامبران: ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب، و ای پروردگار جبرئیل، میكائیل و اسرافیل. و ای تربیت كننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیده اش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل، زبور و فرقان.
15ـ تو پناهگاه منی: تو پناهگاه منی، بههنگامی كه راه ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اكنون جزء هلاك شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می داری. و اگر پرده پوشی تو نبود از رسوایان بودم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 22:4 توسط مجتبی |
|
عرفات، سرزمین شناخت هاو پرواز اندیشه ها![]() در مناسك حج چنین دستور داده شده كه حاجی پس از انجام عمره در مكه احرام می بندد و از آنجا به سوی سرزمین عرفات كه در شمال مكه حدود 24 كیلومتری آن واقع شده كوچ می كند تا فاصله بین ظهر روز عرفه، روز نهم ذی الحجه تا مغرب آن روز در آنجا باشد، ولی آنچه ركن حج به حساب می آید مقداری درنگ در بین ظهر تا مغرب روز نهم ذیحجه است. واژه «عرفات» در اصطلاح ادبی جمع عرفه است و عرفه به معنای شناخت است. این كه به آن سرزمین عرفات می گویند ازاین روست كه آنجا بیابان شناخت هاست. از كنار كعبه با احرام به سوی سرزمین عرفات حركت می كنیم تا در آنجا هم خدا را بشناسیم هم خود را، هم شیطان و هم دیگران را بشناسیم و هم عوامل نفوذ شیطان را، نخست باید شیطان را خوب بشناسید تا او را به خوبی از خود طرد كنید و سپس خدا را بشناسید تا او را در روح و روان خود بی شائبه اثبات كنید. موقعیت خود را بشناسید تا توحید و نفی شرك را در سراسر وجودتان جای دهید. زیرا كه عبادت بدون شناخت، نور و نشاطی ندارد. عبادت بی روح نه تنها مفید نیست بلكه در بسیاری از موارد، گمراه كننده است و بر همین اساس در روایات آمده که امام صادق(ع) می فرماید: «اندیشیدن یك ساعت بهتر از عبادت یك سال (بدون فكر و شناخت) است». یكی از شاخه های شناخت، خودشناسی است. حاجی در عرفات به «خود» متوجه می شود. حال و وضع كارهای خود را محاسبه می كند تا اگر خطایی در خود دید توبه حقیقی كند. در عرفات در پیشگاه رب العالمین به گناهانش اعتراف می كند، تصمیم می گیرد دیگر گناه نكند و خود را از شیطان و شیطنت ها دور نگه دارد. به این ترتیب شناخت نظری و عملی خود را در صحرای عرفات تكمیل می نماید و با قرائت دعای معروف عرفه به معرفتی بی نظیر دست می یابد. عرفات در برنامه های حج همچون روح حج است و آن قدر مهم است كه امام صادق(ع) وقوف در عرفه را حج اكبر خوانده است و كسی كه عرفه را درك كند حج را درك كرده است. بنابراین موضوع شناخت، نقش اساسی در تحقق حج ابراهیمی و محمدی(ص) دارد. هفت شهر عشق![]() نیمه های شب است. منظور پروردگاراز این دعوت چیست؟ زندگی پر است از این چرخش ها . كره زمین به دور خورشید روی یك محور می چرخد . هر كدام از این افراد هم به دور كعبه می گردند. «هفت بار». «هفت» كلیدی است كه حق تعالی برای بازكردن درهای بسته مقابلمان در اختیار ما گذارده است. حس می كنم پشت در ِ بسته بزرگ و با عظمتی نشسته ام و كلیدی به دست دارم كه روی آن نوشته شده «هفت». اگر این درها را بگشایم مصداق این بیت است كه: رسد آدمی به جایی كه بجز خدا نبیند بنگر كه تا چه حد است مقام آدمیت
چرا هفت دور طواف به دور كعبه؟ چرا هفت سنگ و هفت بار رمی جمرات؟ هفت رفت و برگشت در سعی بین صفا و مروه ؟ رنگین كمان انسان ها در حال انجام اعمال حج. زردپوست، سیاه پوست، ... چرا در قرآن تاكید بر كلمه هفت است؟ در سوره یوسف هفت سال قحطی، هفت سال پرمحصول. در پیش چشمانم تابلوی زیبایی خودنمایی می كند. این تابلو «كوه جبل الرحمه» است كه در بستر سیاهی شب سخت به واسطه زائرین فانوس به دست می درخشد. هماانند ستارگان چشمك زن. زائرین از كوه بالا می رفتند. كوه موج می زد از نورهای تك تك. مراسم ذكر و دعای عرفه در بیرون از چادر روی شن های صحرای عرفات حالتی دارد ناگفتنی و درك نكردنی . از لابه لای درزهای چادر باریكه نوری به مهمانی ما می آید. در مهتاب شب عرفه به گمانم آسمان و زمین خیلی به هم نزدیك شده اند. سجاده هایمان را بیرون از چادر روی شن های داغ گسترده ایم . موشی به نرمی از كنارم گذشت. آنقدر آرام بود كه تكان هم نخوردم. به فرمان حق تعالی همه موجودات از انسان گرفته تا حشرات در این صحرای مقدس در این شب و روز در امانند و این را می توان لمس كرد. قرص كامل ماه به زمین و به من نزدیك است؛ نزدیكتر و بزرگتر از همیشه. دستهایم كه به دعا بلند می شود ماه را از لابه لای انگشتانم درخشان تر از همیشه می یابم.
ساعت 35/12 دقیقه روز عرفهنزدیك نماز ظهر است. واقعا گرم است. از زمین و آسمان گرما می بارد. نیت وقوف را می خواهند بگویند. تصفیه خانه است اینجا. مثل آب آلوده ای می مانیم كه در مراحل مختلف تحت تصفیه قرار گرفته ایم. روح را باید تصفیه و پالایش كرد. كسی با كسی حرف نمی زند. همه در خود فرو رفته اند. همین گرما هم از رموز اسرار این دعوت الهی است. پنداری كوره ای زیر پایمان افروخته اند. و بالا هم آفتاب به شدت سوزان است. شاید به سبب گرما، عمل تقطیر در روحمان صورت بگیرد.
سفر سنگ«سنگ» در این سفر جایگاه خاصی دارد. «حجرالاسود» نزدیك به پنجاه تكه است كه با بست های فلزی به یكدیگر متصل شده اند و در یك قاب نقره ای قرار دارد. یكی از ویژگی های این سنگ این است كه تمامی خصلت های خوب و بد انسان در استلام با این سنگ بزرگ می شود. مثل آینه كاملا وجودمان را می شناساند. از یكی از اساتید دانشگاه تهران در مورد حجرالاسود سوال كردم. عقیده داشتند كه این سنگ از نظر زمین شناسی هیچ شباهتی به سایر سنگ های منطقه ندارد چرا كه سنگ های شهر مكه از نوع آذرین می باشند و این سنگ سنگی است كاملا آسمانی و متفاوت با سنگ های زمین. 49 سنگ صاف ، صیقلی ، گرد و كوچك توشه ای است كه در این سفر الهی نیاز داریم . باید قبل از سفر به منی سنگ ها را آماده كنیم . قسمت های نوك تیز سنگ ها را می ساییم تا گرد شود. یك تخته سنگ در زیر و یكی هم به دست دیگر دارم . ضربه و ضربه . صدای شكستن سنگ ها روح نوازترین ملودی است كه به گوش می رسد. زن ها در دسته های سه یا چهار نفری با لباس های احرام سفید بر تن مشغول جمع كردن سنگ. تق تق شكستن سنگ ها همراه با زمزمه و دعا خواندن و نوازش سنگ هایی كه زمانی پاهای مقدس پیامبرمان محمد(ص) را لمس كرده اند.
كعبه خود سنگ نشانی است كه ره گم نشود حاجی احرام دگر بند، ببین یار كجاست
مرده بودم چه گویم مرده بودم بی تو مطلق خدا از نو دگر باز آفریدم بهل تا دست و پایت را ببوسم بده عیدانه كامروز است عیدم «شمس تبریزی»
باور داشتم و دارم كه نشانه های هستی همیشه هدایتگرند ، اما باور كجا و عمل كجا ؟ باور كجا و تن به راه آن نشانه سپردن كجا؟ ذبح در عید قربان، ریختن خون فرزند است (به شكل نمادین) كه بزرگترین وابستگی بشر بر روی زمین است. قربانی كردن یعنی ذبح همه تمایلات نفسانی. ذبح ، ریختن خون در این سرزمین و بعد از آن عمل تقصیر یعنی ریختن مو و ناخن كه بعد از اثر انگشت، خون، مو و ناخن، مؤلفه هایی هستند دقیق برای شناسایی و تمایز اشخاص. و به قولی این مؤلفه ها در روزی كه همه دوباره سر از خاك برمی دارند، در این مكان شهادت می دهند كه تو زمانی در این مكان قرار گرفته ای تا پس از طی مراحلی، شمع وجودت روشن شود. در این حركت چهره ها تغییر می كند(سرهای تراشیده شده از ته) و به اتحاد و یكرنگی نزدیك می شود. طره موی جدا شده ای رقص كنان، پیچ و تاب می خورد . جدا شده تا او هم جدا شود . جدا شود از هر آنچه بوی تعلق دارد . جدا شده ایم از همه چیز، در پی آن از مو هم جدا شویم تا به او بیندیشیم.
زمزمه های زمزمیادم می آید همیشه در دیدن تصاویر سه بُعدی ناموفق بودم. نمی توانستم جور دیگر ببینم. این تصاویری كه حالا در مقابلم قرار دارد [جمعیت در حال طواف را می گویم] سه بعدی است. می دانم. در ساحل دریای مواج نشسته ام. قطره قطره جمع گشته اند و به دریا مبدل شده اند. همیشه با تماشای دریا آرامش خاصی می یابیم . پنداری همه ناپاكی ها را دریا در خودش فرومی برد. هم اینك هم در حال تماشای صحنه دیگری از طبیعت بكر خداوند هستم. دریای انسان ها. تك تك شان به سان قطره قطره هاهستند. قطره -هرچند ناپاك- وقتی به دریا وصل می شود زلال و پاك می شود. آن ساحل آرامی كه امواج آرام آرام به سویش می آیند و در كنارش قرار می گیرند این جاست. گرداگرد كعبه را هاله ای احاطه كرده انباشته از انرژی های مثبت به مانند جوّ زمین كه زمین را احاطه كرده است. در محدوده این جوّ احاطه شده به دور كعبه، انسان ها از معنای فردیت جدا می شوند. به سبب همین انرژی احاطه شده است كه توصیه شده داخل مقام ابراهیم یعنی به فاصله هر چه كمتری از كعبه، طواف صورت پذیرد. زمزمه های «زمزم» این پیام را برایم تداعی می كند كه اینجا سراب نیست این واقعا آب است. سرتاسر زندگی ام به مانند جاده ای در كویر می بود. به هر مرحله ای می رسیدم سرابی بیش نبود و سراب پشت سراب، مرا تشنه تر می كرد. و حالا می اندیشم كه تشنه ام و این درد تشنگی را واقعا دوایی نیست مگر با زمزمه های زمزم . اینجا سراب نیست واقعا آب است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 21:53 توسط مجتبی |
|
|
راز و نیاز با معبود
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم … گفتی: فانی قریب .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::. گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش میشد بهت نزدیک شم … گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::. گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::. گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی … گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::. گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار میتونم بکنم؟ گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده .:: مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/۱۰۴) ::. گفتم: دیگه روی توبه ندارم ... گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳ ) ::. گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::. گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) :: گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! … توبه میکنم گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین .:: خدا هم توبهکنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::. ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفتی: الیس الله بکاف عبده .:: خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::. گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما .:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 18:55 توسط مجتبی |
|
|
(( کمال ))
تا از خود پرستی فارغ نشوی، خدا پرست نتوانی بودن. تا بنده نشوی آزادی نیابی. تا پشت بر عالم نکنی به آدم و آدمیت نرسی و تا از خود نگریزی به خود در نرسی و اگر خود را در راه خدا نبازی و فدا نکنی، مقبول حضرت نشوی و تا پای بر همه نزنی و پشت بر همه نکنی، همه نشوی و به جمله راه نیابی و تا فقیر نشوی، غنی نباشی و تا فانی نشوی، باقی نباشی.
(تمهیدات ـ عین القضات همدانی)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 18:51 توسط مجتبی |
|
|
سجاده نورانی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 18:47 توسط مجتبی |
|
|
بوی ظهور در شامه جهان پیچیده است . صدای کسی که آمدنی است در گوش گیتی طنین افکنده است . آینه ها تمام قد به صیقل زنگارهای خویش ایستاده اند ، طلایه دار نرگس انتظارند و ظهور فرزند عشق و مهربانی را لحظه می شمرند . سروها بیقرار سرک می کشند و خط افق را بیقرار دوره می کنند . بیدهای کمر خمیده از انتظار ،خویش را راست می کنند تا بلکه اولین طلیعه های فجر را بتوانند دید . آنان که الفبای ظهور را نخوانده اند، گمان می کنند که بنای الحاد شرق ، کاخ شرق غرب را محکم می کند ، غافل که این زلزله با تمامیت استکبار در آویخته است و شرق و غرب نمی شناسد . این زلزله بناست که سدهای ستم را بشکند ، دره های فاصله را پر کند و برج و باروی غلو و استکبار را از میان بردارد . آری ! تا درخت انتظار کهنه نشود ، میوه فرج نمی روید و اکنون عطش ظهور ، لب های همه مظلومین را کویری کرده است ، اما ... اما این لحظه های آخر انتظار همیشه سخت می گذرد ، این ثانیه های مشرف به ظهور چه کندتر عبور می کند . و.. ((سخت)) و (( شیرین )) یعنی همین . یعنی در آستانه ایستادن معشوق . خداوند این چشمان خستهمان را به ظهور عزیزش و عزیزمان روشن کند ..... انشاء الله |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 18:42 توسط مجتبی |
|
|
چند پیشنهاد جهت ارتباط موثر و محبوبیت در بین دیگران: 1- یک پیشنهاد تکراری!! شنونده خوبی باشید . شاید بگویید گوش کردن که کاری ندارد, بله گوش کردن ساده است اما اگر شنونده فن گوش کردن را نتواند به درستی به کار ببندد , رابطه سالم و موثری پدید نمی آید. برای آنکه محبوب دیگران شوید باید حس گوش کردن را یاد بگیرید, تمرین کنید و بسیار به کار ببندید. هماهنگی لازم بین اینکه شما ژست بگیرید, توی چشم طرف مقابلتان زل بزنید و مرتبا سرتان را تکان بدهید اما حواستان پیش معامله خانه تان یا هر چیز دیگری باشد, هر کسی را متوجه این موضوع که شما فن گوش کردن را بلد نیستید می کند فن گوش کردن مغایر با خمیازه کشیدن , به ساعت مگاه کردن وتند تند آدامس جویدن است. 2- صادق باشید, بدون ابهام و با صراحت و صداقت صحبت کنید. روابطی که این اصل راندارند بی شک قطع خواهند شد. 3- همدلی کنید نه همدردی! هیچ کس درد هیچ کسی را به طور واقعی نمی فهمد, پس ما همدردی نمی توانیم کنیم اما همدلی فرایندی است که در طی ان خودمان را جای طرف مقابل می گذاریم و دنیا را از دریچه چشم او می نگریم. در همدلی قضاوت ممنوع است و ما حق نداریم درباره دیگران قضاوت کنیم مگر اینکه قاضی یا حقوقدان باشیم؟! 4- حرف خود را مزه مزه کنید خودتان را جای طرف مقابل بگذارید و اگر گفته هایتان تلخ نبود به زبان بیاورید. 5- نصیحت نکنید هیچ یک از ما از نصیحت خوشمان نمی اید بیهوده خود را خسته نکنید و به جای نصیحت پیشنهاد بدهید. 6- سرزنش نکنید هیچ کس بی عیب نیست و هیچ گلی بی خار نمی باشد. پس دیگر جایی برای سرزنش باقی نمی ماند.سرزنش کردن بهداشت روانی دیگران را به خطر می اندازد. 7- افراد را همان گونه که هستند بپذیرید اگر قصد محبوبیت دارید بهتر است افراد را با تمام بدی ها و خوبی هایشان بپذیرید. پذیرش بی قید و شرط را فراموش نکنید. 8- احترام دیگران را نگه دارید تا وقتی به دیگران احترام نگذارید به شما احترام نمی گذارند و اصولا مردم جواب هدیه را با هدیه و جواب کتک را با لگد!! 9- به شیوه مناسب کخالفت کنید به جای بلند کردن صدا, بحث و جدل مخرب و ...... ازروش خلع سلاح استفاده کنید. در این روش سعی می کنیم در حرفهای طرف مقابل حقیقتی را بیابیم. حتی اگر با کل سخن مخالف هستیم. این روش تسکین دهنده و آرام بخش اعصاب است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 19:53 توسط مجتبی |
|
|
||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 19:51 توسط مجتبی |
|
|
||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 19:46 توسط مجتبی |
|
روز رویش (دحوالارض)
بمناسبت 25 ذی القعده روز دحو الارضروز بیست و پنجم ماه ذیقعده، هم زمان با دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است. امام رضا علیهالسلام فرمودند: «حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهماالسلام در شب 25 به دنیا آمدهاند» همچنین این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعود (عج) معرفی شده است. روز دحوالارض، جزو چهار روز معروفی است که روزه گرفتن آن پاداش فراوان داشته و ثواب هفتاد سال روزه گرفتن دارد. معنای دحوالارض
«دَحو» به معنای گسترش و همچنین به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلیاش است. منظور از دحئالارض (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز پیدایش زمین، آب تمام سطح این کره خاکی را فراگرفته بود. به تدریج خشکیها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گستردهتر شدند. زمین در آغاز به صورت پستیها و بلندیها یا شیبهای تند و غیرقابل سکونت بود. اندک اندک زمینهایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشاورزی به وجود آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نامگذاری میشود. اعمال معنوی این روز
زمین، محل زندگی انسان و تمام موجوداتِ زنده است، که با تمام ویژگیهایش، نشانهای از نشانههای خداوند متعال به شمار میآید که آن را ابتدا خلق و سپس گسترانیده است. روز دحوالارض ـ روز گسترش زمین ـ روز بسیار مبارکی است و آداب و اعمال ویژهای دارد. از جمله:
1. روزه گرفتن که ثواب هفتاد سال عبادت را دارد. 2. احیا و شبزندهداری شب دحوالارض که مساوی با یک سال عبادت است. 3. ذکر و دعا و مناجات. 4. غسل مستحبی به نیت روزِ دحوالارض و نماز مخصوص این روز. ![]() در قرآن کریم نیز به روز دحوالارض اشاره شده است. «والارض بعد ذلک دحاها؛ و زمین را بعد از آن (آفرینش آسمان و زمین) گسترش داد» (نازعات/30). بر اساس نظر بیشتر مفسران، منظور از «دَحاها» در این آیه، همان دحوالارض است.
دعای روز دحوالأرض یکی از برنامههای روز مبارک گسترده شدن زمین، خواندن دعای ویژه این روز است. در بخشی از این دعا، به مسئله دحوالأرض چنین اشاره شده است: «ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیدی و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو میخواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی». |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 19:42 توسط مجتبی |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 22:7 توسط مجتبی |
|
|
عبادت و راز و نیاز با تنها معبود جهان هستی، آن هم در دل تاریك شب، برای «اهل دل» لذّتی فوق العاده و غیر قابل وصف دارد! آنان كه توفیق شب زندهداری نصیبشان میشود و قطرهای از محبت پروردگار بر مشام جانشان رسیده است، تمام دنیا و آنچه در آن است، در نظرشان كوچك و حقیر است.
حافظ میفرماید: «دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند - واندر آن ظلمات شب آب حیاتم دادند» سیّد السّاجدین امام زین العابدین (ع) در مناجات با حضرت حق، عرضه میدارد: «ای معبود من! كیست كه شیرینی محبّتت را چشیده باشد و آنگاه از تو رویگردان گشته و دیگری را به جای تو مقصد و محبوب خود قرار دهد؟ و كیست كه با قُرب تو مأنوس گشته باشد و آنگاه آرزوی دل به دیگری بستن و به غیر تو پیوستن را به سّر ضمیر خویشتن راه دهد؟!». آری هنگام «شب» برای خلوت با «محبوب» و راز و نیاز با «معبود» و قرار دادن جان در رهگذر نفحات اهلی و تقرب یافن به پروردگار و عرض نیاز عاشقانه به درگاه خدا بهترین فرصت است. خداوند مهربان به تمامی بندگان خود نظر لطف فراوانی دارد تا آنجا كه به بنده خود میگوید: - «بنده من! نماز شب بخوان كه آن یازده رکعت است» - اما بنده به خدا میگوید: خدایا! خستهام نمیتوانم نیمه شب یازده رکعت بخوانم. - بنده من! دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر را بخوان. - اما بنده به خدا میگوید: خدایا! خستهام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم. - بنده من! قبل از خواب این سه رکعت را بخوان. - اما بنده به خدا میگوید: خدایا! سه رکعت زیاد است. - بنده من! فقط یک رکعت نماز وَتر را بخوان. - اما بنده به خدا میگوید: خدایا! امروز خیلی خسته شدهام آیا راه دیگری ندارد؟ - بنده من! قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان بکن و بگو یا الله. - اما بنده به خدا میگوید: خدایا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم خواب از سرم میپرد! - بنده من! همانجا که دراز کشیدهای تیمم کن و بگو یا الله. - اما بنده به خدا میگوید: خدایا! هوا سرد است و نمیتوانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم. - بنده من! در دلت بگو یا الله، ما نماز شب برایت حساب میکنیم. - اما بنده اعتنای نمیکند و میخوابد. - پس خداوند به ملائكه خود میگوید: ملائکه من، ببینید من اینقدر ساده گرفتم اما بنده من بیاعتنا است و خوابیده است. چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده است. - خداوند، دو بار او را بیدار کردیم اما باز هم خوابید. - ملائکه من، در گوشش بگوید پروردگارت منتظر توست. - پروردگارا باز هم بیدار نمیشود! - اذان صبح را میگویند هنگام طلوع آفتاب است. - ای بنده بیدار شو نماز صبحت قضا میشود. - خورشید از مشرق سر بر میآورد خداوند رویش را بر میگرداند و میگوید: - ای ملائکه من، آیا حق ندارم که با این بنده قهر کنم؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 15:7 توسط مجتبی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با سلام خدمت بینندگلن عزیز
اینجانب در نظر دارم مکانی تفریخی و علمی مذهبی را در اختیار شما بگذارم. |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1388 |
| پیوندها |
|
سايت تخصصي موبايل عبد العظیم خدمتی بیدگلی ويکي پدياي فارسي قدرتمند ترین سایت دانلود نرم افزار اپدیت نود 32 وب سایتهای معلمان اران و بیدگل |
|
RSS
|